در تحلیل بنیادی اصطلاحات و نسبتهای گوناگونی برای ارزیابی شرکتها به کار گرفته میشود که یکی از مهمترین آنها نسبتهای ساختار سرمایه یا نسبتهای اهرمی می باشد
به زبان ساده تر ساختار سرمایه به ما این اطلاعات را می دهد که چگونه یک واحد تجاری برای فعالیت و رشد خود در آینده وجوه لازم را تامین می کند. ساختار سرمایه می تواند ترکیبی از بدهی بلند مدت، بدهی کوتاه مدت، سهام عادی و سهام ممتاز یک شرکت باشد
برای تعیین ساختار سرمایه مطلوب به دو عامل ریسک و بازده باید توجه شود
بازده : از نظر بازده ساختار سرمایه ای مطلوبتر است که سود هر سهم را افزایش دهد
ریسک : از نظر ریسک نیز ساختار سرمایه ای مطلوبتر است که ریسک شرکت را کاهش دهد
هزینه سرمایه
هزینه سرمایه شرکت را می توان حداقل بازده ای تعریف کرد که شرکت باید به دست آورد تا بازده مورد نظر سرمایه گذاران و صاحبان بدهی را تامین کند
اهمیت نسبت های اهرمی
از جمله عواملی که سبب توجه تحلیلگران به این گروه از نسبتها شده، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- با توجه به اینکه این نسبتها میزان سرمایهای که توسط سهامداران تامینشده را ارزیابی میکنند، ازنظر اعتباردهندگان به شرکت، اهمیت دارند
- این نسبتها کافی بودن درآمد شرکت، برای پوشش هزینههای بدهی را بررسی میکنند و به همین دلیل مورد توجه سهامداران اصلی هستند
- با بررسی ساختار دارایی شرکت و تعیین سهم بدهی در آن، میتوان گفت که رکود یا رونق اقتصادی، چه تاثیری بر عملکرد شرکت خواهد گذاشت. شرکتی که بدهی کمتری در ساختار دارایی دارد، در زمان رکود زیان کمتر و در زمان رونق سود کمتری خواهد داشت. سهام این شرکتها در بازار بورس، به طور معمول دارایی کم ریسکتری است.
انواع نسبتهای اهرمی (نسبتهای سرمایهگذاری)
نسبتهای اهرمی انواع مختلفی دارند و هر یک برای بررسی عامل ویژهای به کار میروند. برخی از مهمترین انواع نسبتهای اهرمی عبارتاند از:
- نسبت بدهی
- نسبت کل بدهیها به حقوق صاحبان سهام
- نسبت حقوق صاحبان سهام به داراییهای ثابت
- نسبت کل بدهی به ارزش ویژه
- نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
- نسبت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه
- نسبت مالکانه
نسبت بدهی
نسبت بدهی، نشاندهنده اهمیت و نقش بدهیهای جاری و بلندمدت در تامین کل داراییهای شرکت است. این نسبت بیان میکند، چه میزان از داراییهای کل شرکت از محل بدهیها تامین شده است

نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه
این نسبت نشان میدهد چه مقدار از ارزش ویژه شرکت صرف خرید داراییهای ثابت شده است. ارزش ویژه شرکت برابر با حاصل تفاضل بدهیهای شرکت از داراییهای آن است.

نسبت کل بدهی به ارزش ویژه
این نسبت به بررسی و مقایسه وضعیت بستانکاران (اعتباردهندگان) در مقابل صاحبان سهام شرکت میپردازد و قدرت بستانکاران شرکت را در مقایسه با صاحبان سهام نشان میدهد.

نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه،ارتباط بین بدهیهای جاری شرکت را با ارزش ویژه بیان میکند. برای محاسبه این نسبت باید مجموع بدهیهای جاری شرکت را بر ارزش ویژه آن تقسیم کنیم

نسبت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه
این نسبت ارتباط بین بدهیهای بلندمدت که سررسیدی بیشتر از یک سال دارند، را با ارزش ویژه شرکت بررسی میکند

نسبت مالکانه
نسبت مالکانه بیان میکند چه نسبتی از داراییهای شرکت متعلق به سهامداران است. این نسبت بهصورت درصد بیان میشود و نشاندهنده اهمیت نقش سهامداران در تامین داراییهای شرکت است

تجزیه و تحلیل نسبت مالکانه
هر چه نسبت مالکانه شرکت بیشتر باشد، میتوان نتیجه گرفت شرکت به تعهدات خود پایبندتر است. از سوی دیگر بالا بودن این نسبت نشاندهنده این است که شرکت از اهرم مالی استفاده چندانی نمیکند. نسبت مالکانه پایین میتواند نشاندهنده این باشد که شرکت بخش عمدهای از سرمایه خود را از محل اعتبارات تأمین کرده و این امر سبب ایجاد ریسک مالی برای آن شده است
نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهیها
این نسبت معیار مناسبی برای ارزیابی ادعای حقوق صاحبان سهام و اعتباردهندگان به شرکت است. نسبت مورد بررسی، نشاندهنده وزن حقوق صاحبان سهام به کل وامها و اعتباراتی است که شرکت دریافت کرده است.

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل داراییهای ثابت
نسبت حقوق صاحبان سهام بهکل داراییهای ثابت، میزان نقش سهامداران را در تامین مالی برای خرید داراییهای ثابت نشان میدهد. بالا بودن نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی ثابت، به این معنا لست که بخش عمده داراییهای ثابت شرکت، توسط سهامداران آن تامین شده است و شرکت در شرایط سخت، ساختار مالی مستحکمی دارد
